تبليغاتX
انسان و زندگي

انسان و زندگي

ديده ها،شنيده ها،خوانده ها،تجربه ها

رازهایی که مردان در رابطه با زنان باید بدانند

هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است…

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد.به زبان آوردن دوستت دارم موجب می‌شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند.

-یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می‌ورزد.

-زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می‌کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می‌دارد ، به آن زن اجازه می‌دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.

-وقتی زنی عاشق می‌شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می‌رسد.

-نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می‌بخشاید.

-یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود.

-پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.

-زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می‌کنند و بعد به کیمیای جسم پی می‌برند.

-لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می‌گیرد و او را لمس می‌کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می‌ورزد.

-هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است.

-هنگامی‌که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد.

-یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی‌کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی‌مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می‌آورند.

-یک زن هنگامی‌سکوت می‌کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید.

-وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می‌سپارد و از ارائه راه حل می‌پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می‌کند.

-مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می‌باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد.

-هنگامی‌که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می‌گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می‌کند.

-به جرات می‌توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی‌رساند.

-زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی‌که عشق در قلبش به ظهور می‌نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می‌رسد.

-هنگامی‌که موج احساسات یک زن به اوج می‌رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی‌بیند.

-مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می‌کند.

-این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی‌گیرد.

-وقتی زنی از موضوعی می‌رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.

-دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست.

-ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است.

-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می‌کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی‌دهد.ولی در این زمان احساس می‌کند که مرد به او احترام نمی‌گذارد.

-بسیاری از زنان به این علت که نمی‌خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می‌کنند.

-حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است.

-یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

-امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می‌ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی‌کنند ، رنج می‌کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می‌گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند.

-یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند.

-یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.

-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند.بخشش می‌کنند و در این زمان به خاطر می‌آورند هنگامی‌که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.

-اغلب زنان با آنچه همسرشان می‌خواهد به راحتی موافقت می‌کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می‌خواهند.

-یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی‌دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می‌گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است.

-وقتی زنی به ثبت امتیازات می‌پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید.پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 16:31  توسط اصيل  | 

به مرد بودن خود افتخار كنيد؟؟!!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت 1:58  توسط اصيل  | 

خود را مجبور را به پیشرفت کنید


در گذشته های نه چندان دور آدمهایی که دنبال آب باریکه بودند یا یه شغل مطمئن دولتی داشند ،خیلی آدمهای منطقی و موفقی محسوب می شدند .آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه را به عنوان یک روش

 زندگی خیلی از خانواده ها به فرزندانشان یاد می دادند ....اما گذشته ها گذشته ... این روزها برای موفقیت باید جسور بود ...باید خطر کرد ...باید مسولیت همه ی چیز را بر عهده گرفت ...

این روزها شما شخصا خودتان باید خودتان را مجبور به پیشرفت کنید ...در همه چی ! در سطح زندگی شخصی ، در سطح زندگی اجتماعی ، در زندگی حرفه ای و ...و...

نوشته ی زیر از جمله نوشته های بسیار زیبایی که به کسانی که تصمیم دارند فرصت کوتاه حیات را "زندگی" کنند پیام شفافی می دهد ...

شما هم از همین دسته اید ؟؟

 

 

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.

 اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند.   آن ها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند.  فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.

اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این
 شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.

 متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به  ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.
 باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند.  پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.
 
 آنها چطور  می توانستند ماهی تازه بگیرند؟

  اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟

  برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند.کوسه جندتایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می رسند. زیرا ماهی ها تلاش کردند....

شما هم می توانید ..

-  به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید .
- از بازی لذت ببرید.

- اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید ، ضعف شما را خسته می کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید .
- عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید.
- اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید .
- زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید .
- پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارتهایی را دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید .
- در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید دورتر بروید شنا کنید.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 15:7  توسط اصيل  | 

بیشترین کلمات جستجو شده (در گوگل ) توسط کاربران ایرانی

بنا به آمار سايت گوگل كلماتي كه اكثر ايرانيان در گوگل جستجو ميكنند اينها هستند:

الف مثل آشپزی

بالاترین آمار جستجو در حرف الف مختص به کلمه آشپزی بود. به نظر می آید کاربران ایرانی در اینترنت نیز به

دنبال غذاهای خوش طعم و خوشمزه می گردند. این کلمه بیش از 20 میلیون بار در گوگل جستجو شده است.

ذوق ایرانیان با جستجوی کلمه آهنگ نیز رعایت شده است این کلمه بیش از 13 میلیون بار مورد جستجو قرار

گرفته است.



ب مثل بانک ملی

قصد تبلیغ برای بانک ملی را نداریم اما کاربران ایرانی بیش از 13 میلیون بار این کلمه را در جستجوگر گوگل وارد

کرده اند و این بیش از هر چیز نشانگر رشد بانکداری   الکترونیکی در  نزد  ایرانیان است.این   خوشحالی زمانی

کامل می شود که بانک صادرات با 5 میلیون جستجو در رتبه سوم قرار دارد. البته کلمه بازار کار نیز با 10 میلیون

بار جستجو در مکان دوم جای گرفته است.




پ مثل پست

مسئولان پست باید بسیار  خوشحال باشند که ایرانیان بیش از 47 میلیون بار این کلمه را جستجو کرده اند.برای

شرکت پستی که  ضرردهی آن  بسیار   زیاد است   این  آمار می   تواند  نقطه  امیدی در تاریکی باشد.  کلمه

پرسپولیس و پارس خودرو با 37 و 8 میلیون بار جستجو در رتبه دوم و سوم قرار دارند.




ت مثل تبیان

سایت تبیان یکی از قدیمی ترین سایت هایی است که طرفداران بسیاری را به خود اختصاص داده است.

موسسه تبیان با تاسیس این سایت توانسته است تا کاربران بسیار زیادی را مشترک خود کند. این کلمه با 41

میلیون بار جستجو در میان کاربران ایرانی از معدود مواردی است که یک سایت جستجو می شود. کلمه ترجمه

با 24 میلیون بار جستجو در رتبه دوم و تابناک با 916 هزار جستجو در رتبه سوم قرار دارد.




ث مثل ثبت نام کارشناسی

ثبت نام کارشناسی 1 میلیون و 260 هزار بار جستجو شده است . بازار ثبت نام در این قسمت بسیار بالا است

، ثبت نام ازدواج دانشجویی وثبت احوال نیز در رتبه دوم و سوم قرار دارد. اما نکته جالب ثبت نام برج میلاد است

که 324 هزار بار مورد جستجو قرار گرفته است.برج میلادی ها از همین حالا می توانند بر روی درآمدی نجومی

حساب باز کنند.




ج مثل جوک
ایرانیان از دیرباز مردمانی شوخ طبع و خونگرم بوده اند و در قرن بیست و یکم نیز فناوری اطلاعات از شوخ طبعی

ایرانیان بی نصیب نمانده است.کاربران ایرانی با 19 میلیون بار جستجوی کلمه جوک آمار بسیار بالایی از شوخ

طبیعی دیجیتال را به نمایش گذاشته اند.




چ مثل چوب

هر چه بیشتر فکر کردیم به نتیجه نرسیدیم که 36 میلیون بار جستجوی کلمه چوب در بین کاربران ایرانی به چه

دلیل است؟ شاید شما بتوانید پاسخ مناسبی را در این خصوص برای خود پیدا کنید.


اما چت ایرانی با 3 میلیون و چت روم ایرانی با 2 میلیون بار در رتبه های بعدی قرار دارند.



ح مثل حوادث

چندی پیش در گزارشی از 100 سایت برتر ایرانی نوشتیم "ایرانیان عاشق حاشیه".

در این گزارش نیز می توان صحت این جمله را به طور واضح مشاهده کرد. 15 میلیون بار جستجوی کلمه حوادث

می تواند گواه این ادعا باشد.


کلمه حج و حج عمره با 3 و 1 میلیون بار جستجو به ترتیب دوم و سوم هستند.



خ مثل خدا

93 میلیون بار اسم معظم خدا توسط کاربران ایرانی جستجو شده است و کلمه خبر نیز با 51 میلیون و 400

هزار بار در رتبه دوم قرار دارد.




د مثل دختر

قضاوت 111 میلیون بار جستجوی کلمه دختر در بین کاربران ایرانی را به عهده خواننده می گذاریم اما در رتبه

های بعدی کلمات دانلود و داستان با 26 و 13 میلیون جستجو قرار دارند.




ذ مثل ذوب آهن

صنایع نیز از علاقمندی کاربران ایرانی بی نصیب نمانده است. کلمه ذوب آهن با 454 هزار بار جستجو رتبه

بالایی را از آن خود کرده است.




ر مثل رقص

کاربران ایرانی گوگل بیش از 40 میلیون بار کلمه رقص را جستجو کرده اند و روزنامه با 7 میلیون بار جستجو در

مکان بعدی قرار دارد.




ز مثل زنان زیبا

زنان زیبا 6 میلیون بار توسط کاربران ایرانی جستجو شده اند.در رتبه بعدی زنگ موبایل با بیش از 2 میلیون بار جستجو قرار دارد.



ژ مثل ژاپن

یکی از معدود کشوری که توسط کاربران ایرانی مورد جستجو قرار گرفته است کشور ژاپن است.این کشور 142

میلیون بار توسط این کاربران در گوگل جستجو شده است. کلمه ژورنال نیز 13 میلیون بار مورد جستجو قرار

گرفته است.




س مثل سایپا
سایپا خودروی ملی خود را رونمایی کرد. آیا 35 میلیون بار جستجو برای این خودرو است؟



ش مثل شعر

ذوق ایرانی در فضای سایبر نیز به رخ کشیده شده است. بیش از 35 میلیون بار جستجوی کلمه شعر در نزد

کاربران ایرانی از ذوق شعر این کاربران خبر می دهد.




ص مثل صید

کلمه صید 439 هزار بار در گوگل جستجو شده است. این کلمه را نمی توان البته با قاطعیت به کاربران ایرانی

نسبت داد زیرا برخی از سایت های یافت شده عربی بودند.




ض مثل ضرب المثل

ضرب المثل های ایرانی ها از گذشته معرف این قشر بوده اند . در فضای سایبر نیز کاربران ایرانی 13 میلیون بار

کلمه ضرب المثل را جستجو کرده اند. کلمه ضد فیلتر نیز با 713 هزار بار جستجو از علاقمندی این کاربران

است.




ط مثل طالع بینی

طالع بینی نزد ایرانیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این کلمه در گوگل توسط کاربران ایرانی 5 میلیون بار

مورد جستجو قرار گرفته است.




ظ مثل ظهور امام زمان(عج)

کاربران ایرانی در فضای سایبر نیز ارادت خود را به مهدی موعود(عج) نشان داده اند. ظهور امام زمان(عج) به

تعداد 3 میلیون بار فضای جستجوگر گوگل را مزین کرده است.




ع مثل عکس

46 میلیون بار جستجوی کلمه عکس در بین کاربران ایرانی نشان از علاقه وافر این کاربران به عکس دارد.کلمه

عشق با 28 میلیون بار جستجو و عروس با 14 میلیون بار در رتبه های بعدی قرار دارند.




غ مثل غزل

ذوق ایرانی با جستجوی 4 میلیون و 560 هزار بار کلمه غزل کامل شده است. این کلمه یکی از کلماتی است

که آمار بالایی را به خود اختصاص داده است.




ف مثل فال حافظ

حافظ ای حافظ شیرازی بر ما نظر اندازی

شیرینی و حلاوت گرفتن فال حافظ به فضای سایبر نیز کشیده شده است .13 میلیون و400 هزار بار جستجو در

گوگل توسط کاربران ایرانی صحت این ادعا را روشن می کند.


فیلتر شکن نیز با 1 میلیون و 910 هزار جستجو در رتبه بعدی قرار دارد.



ق مثل قرآن کریم

به کلمه "ق" که رسیدیم حدسمان درست از آب درآمد. 21 میلیون و 500 هزار جستجوی قرآن کریم شایسته

ایرانیان بود و بس.




ک مثل کلیپ

28 میلیون و 100 هزار جستجو در مورد کلمه کلیپ در سایت گوگل توسط کاربران ایرانی ثبت شده بود. نکته

جالب رتبه دوم کلمه کردان با 1 میلیون و 280 هزار جستجو بود.



گ مثل گالری عکس

کاربران ایرانی گوگل 24 میلیون و 700 هزار بار کلمه گالری عکس را مورد جستجو قرار داده اند. کلمه گل نیز با

18 میلیون بار جستجو در رتبه بعدی قرار دارد.


ل مثل لبنان

یکی دیگر از کشورهایی که کاربران ایرانی به آن علاقه وافری دارند لبنان است. این کشور بیش از 24 میلیون با

توسط کاربران ایرانی مورد جستجو قرار گرفته است.


کلمه لباس عروس نیز با 7 میلیون 30هزار بار جستجو در مکان بعدی ایستاده است.


م مثل مترجم


7 میلیون و 390 هزار بار جستجو ی کلمه مترجم در سایت گوگل توسط کاربران ایرانی نشان دهنده رشد نرم

افزارهای مترجم آنلاین در کشور است که می توان این نکته را به فال نیک گرفت.



ن مثل نور

کلمه نور با بیش از 47 میلیون بار جستحو رتبه نخست را در کلمه "ن" دارا است و نوکیا نیز با 15 میلیون و 600 هزار جستجو رتبه دوم را در کشور دارد. نوکیا پیش از ایران را یکی از بزرگترین بازارهای خود قلمداد کرده بود.


و مثل وزارت بهداشت

کاربران ایرانی یا به بهداشت خود اهمیت ویژه ای می دهند و یا وزارت بهداشت آنقدر عملکرد خوبی داشته

است که به یکی از پرطرفدارترین کلمه های کاربران ایرانی تبدیل شده است. 15 میلیون و 700 هزار جستجوی

وزارت بهداشت توسط کاربران ایرانی صورت گرفته است.


وزارت علوم با 16 میلیون . 800 هزار جستجو بالاتر از ویکیپدیا قرار دارد.


ه مثل همشهری

کلمه همشهری با 21 میلیون بار جستجو رتبه اول و همراه اول با 17 میلیون و 400 هزار بار جستجو در رتبه

بعدی قرار دارد.


اما نکته جالب رتبه سوم است که 1 میلیون و 730 هزار بار نام هدیه تهرانی هنرپیشه سینما در گوگل ثبت شده است.



ی مثل یوتیوپ


اما نکته جالب و آخر این که سایت یوتیوپ با وجود فیلتر شدن 52 میلیون بار توسط کاربران ایرانی یافت شده

است. کلمه یاس نیز با 23 میلیون و 300 هزار جستجو رتبه بعدی را از آن خود کرده است.بازهم جالب است

بدانید 989 هزار بار کلمه یانگوم توسط کاربران ایرانی جستجو شده است


جستجوی ما ایرانیان در گوگل به این کلمات ختم نشده و بسیاری از کلمات دیگر هست که از آوردن آن خودداری میکنیم.



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 21:56  توسط اصيل  | 



زندگی مشترک
زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت  می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد   آن هم چیزی نپرسددر همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر  مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش بردپیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.
پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم .پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو    عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت   در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟
پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام . 


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 15:54  توسط اصيل  | 

کلمات خودمونی فارسی

روزی دهها بار از اونا استفاده میکنیم بدون اونکه معنی بعضی از اونارو بدونیم و باید بگم به اونا عادت کرده ایم و در  مکالمات روزمره برایمان عادت شده . میپرسید چی رو میگم ؟الان خودتون  میبینید شاید بعضی از اونا معنای دشنام داشته باشه و به نظر من بعضی از اونا خیلی شیرینه. امابهتره ما از همه ی اونا استفاده نکنیم بله اینها  کلمات خودمونی فارسی هستن اونها رو در این پست بخونین :


الف

آپاردی- شخص زبان دراز و همه جا برو وهمه جا بيا باشد.

آشغال- خرده ريز و باقی مانده کثافت يا هرچيز ديگر است.

اخم- درهم کشيدگی صورت از اوقات تلخی

اخم وتخم- اخم با اظهار تشدد و اوقات تلخی

اخمو- عبوس و هميشه اوقات تلخ.

ادا- حرکت لغو وتقليد.

ادا درآوردن- حرکات لغو کردن و تقليد درآوردن.

اردنگ- لگدی که با زانو زده شود.

ارقه (يا عرقه)- شخص سرد و گرم روزگار چشيده و نادرست

اطوار,اطفار, اطفور- ادا و حرکات لوس و بی مزه, اطوار درآوردن.

اطفاری, اطفوری- شخصی که اطفار در می آورد.

اکبير- کثافت روحانی, فلاکت و آثار ظاهری آن.

اکبيری- کسی که اکبير اورا گرفته باشد

آلاخون و والاخون- سرگردان.

الدنگ- لوده و بی غيرت و بی کار و بار.

الش دگش- مبادله.

الک دولک- بازی است که با دو قطعه چوب می کنند که يکی از آن دو قطعه چوب تقريبا نيم

ذرع و ديگری تقريبا سه گره است و دراصفهان آن را پل و چفته گويند.الک اسم چوب کوچک و

دولک اسم چوب بزرگ است.

الم شنگه- رجوع شود به علم شنگه.

امل- بزن بهادر و با استخوان

انگ انداختن- چيزی را ازا قبل حساب کردن.

انگل- سرخر, کسی را گويند که برای بهره مند شدن از نوالی خود را به ديگران بندد.

انگولک کردن- سربه سر گذاشتن, با انگشت چيزی را زير و روکردن, به هم زدن, به چيزی

وررفتن.

اهن و تلمب- افاده, سروصدا, کبر وناز.


ب

باباغوری- کسی که چشمش از کاسه بيرون آمده باشد.

بامب- توسری, ضربتی که با کف دست بر روی سر کسی زنند

بامبول- حقه.

بامبول زدن يا سوار کردن-حقه زدن.

بخو- کند که بر پای زندانيان زنند.

بريده- شخصی را گويند که مصائب بسيار به سرش آمده و کار نيک و بد بسيار کرده است.

بر زدن- در بازی آس و گنجفه و غيره که با ورق می کنند عمل برهم زدن ورق هاست.

بزک- زينت.

بش انداختن- نوعی از قرعه کشيدن است که اطفال در بازی به کار می بندند به اين ترتيب که

يکباره با هم هرکدام چندين انگشت خود را از پشت سر جلو می آورند و بعد انگشتها را باهم

شمرده و از جايی شروع به شمردن می کنند عدد آخر به هرکس افتاد آن کس برحسب قرارداد برده

يا باخته است.

بغ کردن- عبوس شدن.

بلبشو(بهل و بشو)- شلوغی که ديگر کسی به فکر کسی نيست.

بلبلی(گوش)- گوش پهن و بزرگ را گويند.

بنجل- قطعات پارچه کهنه يا لباس کهنه را گويند.

بور- کسی را گويند که بخواهد خوش مزگی کند ولی کامياب نشود يا تصور می کند کار غريبی

کرده ولی هيچ کس اعتنا نکند.

بی پا- به معنی مزخرف و بی معنی است.
پ

پاييدن- ملتفت و متوجه بودن.

پاتوق- مرکز, محل اجتماع, مقر, موعدگاه.

پاتيل شدن- به کلی از مستی ازپا درآمدن و ديگرگون شدن.

پارس کردن- فرياد کردن و حمله سگ را گويند.

پتی- برهنه.

پچ پچ کردن- نجوی کردن و توگوشی حرف زدن را گويند.

پخ(پخت)- پهن و صاف.

پخت- بخار.

پخش کردن- شدن-پراکنده کردن و شدن است.

پخمه- شخص کودن و نفهم را گويند.

پرت(خرت و پرت)- اسباب خرده و ريزه متفرقه را گويند.

پرت- بی معنی و مزخرف و لاطايل.

پرت و پلا- بی معنی و مزخرف و هذيان صفت.

پرسه- گردش و سياحت و دورگشتن درويشان و گدايان را برای دريوزگی گويند.

پرند(چرند و)- سخنان لاطايل و بی پا را گويند.

پز- شکل و وضع را گويند و ظاهرا ماخوذ از کلمه فرانسوی است.

پزوا- آدم بی نوا و چرکين لباس را گويند.

پشتی- کمک و يار و ياور را گويند

پشکن يا بشکن- ماليدن انگشتان را به هم می گويند درموقع عيش و طرب و رقص که صدايی

از آن حادث گردد.

پفيوز- به معنی قرمساق و آدم بی غيرت و بی درد و بی رگ و احمق را گويند.

پک- دم است که بيشتر درمورد دخانيات گويند

پک و پز- وجنات زشت را گويند.

پکر- به معنی لخت است که به انسان و حيوان هردو گفته آيد و به معنی بی عار و حقه و بی کار

و لش باشد.

پينکی- به معنی چرت است که بهعربی سنه گويند و اغلب نشسته و يا ايستاده دست دهد.

پينکی زدن- چرت زدن است.

پوچ- بی معنی و تهی و مزخرف را گويند.

پوزه- چانه را گويند.

پوک- تهی و بی مغز و خالی را گويند.

پپه- احمق و بيهوش را گويند.

پيسی- آزار و اذيت را گويند و پيسی درآوردن يا پيسی سر کسی درآوردن مصدر آن است.

پيل پيلی رفتن- راه رفتن در حال خواب ومستی را گويند.

پيله(شيله و-)- نادرستی و نيرنگ و حقه را گويند.

پيله- به معنی آزار و تعرض مخلوط با لجوجت باشد چنان که گويند فلانی بنای پيله را گذاشت

يا پيله اش گرفت به فلانی.


ت

تاکردن- به معنی سازش و رفتار و معامله کردن است گويند فلانی با من خوب يا بد تا نکرد.

تاراندن- به معنی گريزاندن است.

تار و مارکردن- به معنی تاراندن است.

تپق- گرفتگی زبان است گويند زبان فلانی تپق زده به جای طفل طلف گفت.

تخس- آدم شرور و شيطان را گويند.

تخمه- حالت معده است که موجب سکسکه و آروق می شود.

ترد- چيز لطيف و تازه را گويند مانند خيا ر ترد و غيره .

تريدن- غلتيدن است.

ترکه- شاخه باريک و راست را گويند.

تشر- اوقات تلخی و غضب را گويند(تشرزدن)

تق و لق- چيز يا اشيايی را گويندکه درست برپا نايستد و لغزان و غيرمحکم باشد.

تفاله- باقی مانده ميوه و سبزی فشرده شده راگويند که شيره اش را گرفته باشند.

تک- به معنی شدت است گويند تک سرما يا گرما شکست.

تک- به معنی تنهاست می گويند فلانی تک ماند.

تک و پوز- به معنی دک و پوز است که سر و صورت باشد در محل دشنام و تحقير گويند.

تک و توک- عده کمی از اشياء يا اشخاص را گويند که از هم جدا و سوا افتاده باشند

تلان- يعنی با ناز و با افاده چنان که گويند فلانی پس از غلبه بر حريف تلان از ميدان برگشت.

تلو تلو خوردن- راه رفتن در حال گيجی ومستی را گويند.

تلکه تسمه- به معنی خرده ريز است گويند با اين تلکه تسمه ها نمی توان يک عمارت ساخت.

تنگ و تا- آبرومندی و حفظ ظاهر است گويند فلان پهلوان با آنکه ترسيده بود خود را ازتنگ

وتا نينداخت.

تو- به معنی در(ظرفيت) است گويندتو بازار يعنی در بازار.

توش- قدرت و قابليت و نفوذ است گويند فلانی توش بر میدارد فلان کار را بکند يعنی از

دستش ساخته است.


توپ زدن- به معنی تشرزدن است.

توپيدن- توپ زدن است.

تيپا (ته پا يا تک پا)- لگدی است که با تک پا دهند.

تيرکردن- تحريک کردن است.

تيله- گلوله يا گردو يا سنگی است که اطفال باآن بازی کنند.

توغولی(دوقولی)- به معنی گرد و چاق است.



جانخانی- کيسه بسيار بزرگی است از پارچه خشن(گونی)که قريب يکبار الاغ ظرفيت دارد.

جخت (جهد)- عطسه دوم را گويند درمقابل ((صبر)) که عطسه اول باشد می گويند صبر آمده

بود ولی بعد جخد شد

جر- يعنی لج است يعنی غضب و اوقات تلخی, گويند فلانی از بس بيهوده اصرار کرد جرم

انداخت (يا جرم گرفت)

جرانداختن- باعث جرشدن است.

جردادن- (- زدن)- پاره کردن چيزی است مانند کاغذ و پارچه که درحين پاره شدن صدا

بکند.

جربزه- قابليت و شايستگی اشخاص را گويند.

جرت و قوز- اشخاص سبک و بی ادب را گويند که به سر و وضع و لباس خود مغرور باشند.

جرق(جلق)- استمناء می باشد.


جعلنقی (جولقی)- آدم بی سر و پا و بدسيما و بی اندام را گويند.

جغله- در مقام تحقير آدم کوچک و ضعيف را گويند.

جغور و بغور- چيز و نوشته و تصوير درهم و برهم را گويند!

جفنگ- به معنی مزخرف است و بی معنی.

جلد- به معنی چست و چابک و تند است.

جل- به معنی فرش است.

جل و پلاس- فرش و اثاث البيت کهنه و خراب را گويند.

جلت- آدم بی عار و رند و قلندر را گويند.

جلنبر- آدم بی سر و پا و بدلباس را گويند و به معنی خود لباس کهنه و زشت هم هست.

جلز و ولز- صدای کباب شدن و سوختن چيزی را گويند مانند صدای دنبه که کباب شود و به

معنی اصرار و الحاح و التماس هم آمده است.

جمبوری يا جمبولی- آدم فضول و زبان باز را گويند که درهمه کار مداخله می کند.

جنگولک يا جنگورک- توطئه و کارهايي را گويند که اساسش بر نادرستی است گويند اين چه

جنگولک بازی است راه انداخته ای!

جنجال- شلوغ و مرافعه و داد و بيداد را گويند و اشخاص تند را نيز گويند که مدام داد و فرياد

راه می اندازند مثلا گويند سيد جنجال رسيد و جنجال راه انداخت و يا جنجال بلند شد.

جنم- به معنی قابليت و شخصيت است گويند فلانی جنم آن را ندارد که يک کشيده به فراش

حکومتی بزند.

جير و وير- صدای پرندگان است و همهمه اشخاص نازک صدا را نيز گويند.

جيغ- فريا د است.

جيغ کشيدن- فرياد کردن است.

جيم شدن- به معنی دک شدن يعنی آهسته از مجلس بيرون رفتن است.
ح

حالی کردن- فهماندن است

حالی شدن- فهميدن است.

حشل- به معنی خطر است گويند چرا پولت را در حشل می اندازی.


خ

خپله- آدم يا چيز کلفت وکوتاه را گويند.

خرت و پرت- چيزهای مختلف و کم بها را گويند.

خر- به معنی گلو است.

خرفت (خرف- خريف؟)- آدم بی ذهن و کند فهم وکم هوش را گويند.

خل- به معنی ديوانه و چل است.

خنگ- به معنی همان خرفت است و اغلب باهم استعمال می شوند.

خيت کردن(- شدن)- کسی را در مباحثه و مجادله مغلوب نمودن و از ميدان درکردن است.

خيت و پيت کردن(- شدن)- به همان معنی خيت کردن است.

خيکی درآوردن- درکارها واماندن است گويند فلان کشتی گير خيکی درآورد.
د

داداش- به معنی برادر است.

داش- مخفف داداش.

داغون شدن- پريشان و متشتت شدن است.

دبش- به معنی گس است مانند مزه پوست انار.

دبه درآوردن- در معامله و غيره بيش از آنچه قرار بوده تقاضا نمودن است.

دبنگوز- به معنی الدنگ و پفيوز است.

ددر- به معنی کوچه است.

ددری- شخص هرزه و بدعمل را گويند.

دده- کنيز سياه را گويند.

دک شدن- به معنی جيم شدن است يعنی آهسته از جايی بيرون رفتن.

دک کردن- کسی را به بهانه ای از مجلس بيرون نمودن است.

دک و پوز- به معنی سر و صورت زشت است و تک و پوز هم می گويند.

دکل- آدم سست و بلند قد را گويند.

دکيسه- از ادات تمسخر و تعجب است.

دگنک- چماق کلفت است.

دله- آدم شکمخوار را گويند که از خوردن هيچ چيز مضايقه ندارد, و شخصی پست طينت و گدا

طبيعت را نيز گويند.

دمر- به معنی پشت به هوا خوابيدن است چنان که گويند فلانی دمر خوابيده بود.

دمغ- به معنی سرخورده و احمق و از خودراضی است.

دنج- جای راحت و بی سرخر را گويند (گوشه دنج).

دنگ و فنگ- به معنی سر و صدا و اوضاع و ترتيبات است.

دول دادن- امروز و فردا کردن و به وعد و وعيد تاخير انداختن امری را گويند.

ديلاق- آدم بلندقد بی قابليت را گويند.


ر

راستا حسينی- حرف ساده و صادق و بی ريا را گويند.

رضا قورتکی- الله بختکی است که به معنی اتفاقی باشد.

ريغماستی- به معنی کوچک و خرد و ضعيف و عليل است مانند بعضی بچه های گربه پس از
تولد.
ريغو- تقريبا به همان معنی ريغماستی است.

ز

زبر و زرنگ- آدم چابک و دانا را گويند.

زپرتی- به معنی بی قدذتی و بی زوری است.

زرت- به معنی رمق و تونايی است گويند زرت فلانی قمصور شد يعنی به کلی مغلوب و منکور

گرديد.

زرمدی- از ادوات استهزاء و تمسخر است گويند زرمدی قرمه سبزی.

زغنبود- به معنی کوفت و آکله است و درمورد دشنام استعمال شود.

زل زل نگاه کردن- بدون به هم زدن چشم خيرن نگاه کردن است.

زلم زيمبو- به معنی شل و ول و خرت و پرت است.

زوکشيدن- اصطلاحی است دربازی الک و دولک (اصفهانی: پل و جفته) که طرف مغلوب بايد

فلان مقدار معين بدون تبديل نفس زوگويان بدود.

زه زدن- از زير بار دررفتن و شانه خالی کردن و از عهده کاری برنيامدن است.

زه کشيدن- حالت عصبانی شدن جراحات را گويند.

زهم (بوی-)- بويی است مانند بوی تخمه و ماهی گنديده.


س

سدرمه- چيزی را گويند که مانند چرمی که درآب انداخته باشند سخت باشد.

سر و مر- به معنی چاق و فربه است گويند سر و مر و گنده.

سرتق- به معنی لجوج و مصر است.

سفت- ضد شل است, چيز سخت را گويند.

سقرمه- به همان معنی سدرمه است.

سقلمه- ضربی است که با مشت بسته زنند درحالتی که سرانگشت شست از ميان دو انگشت

سبابه و وسطی بيرون آمده باشد.

سک – چوب تيز را گويند و مخصوصا چوبی که چهار پايان را بدان رانند.

سک زدن- با سک راندن است و به معنی تحريک کردن و اصرار نمودن هم هست.

سکندری- زمين خورنی را گويند که از گير کردن تک پا به معانی باشد و انسان با زانو به زمين

افتد.
سلانه- به معنی خرامان و تلان است عموما گويند که سلانه سلانه به تکرار کلمه.

سلف دان- ظرفی را گويند که درآن آب دهن اندازند.

سمبل کردن- سر به هم آوردن کاری را گويند که درآن دقت و مواظبتی نشده باشد.

سوت کردن- چيزی را از پايين روی بام انداختن است.

سوگور و ملنگ- حالت سگها را گويند که درحال تحريک به جنبش آيند و اشاره به حالتی

است که به انسان دست دهد درصورتی که چيز مطلوب را به چشم ببيند ولی دستش از آن کوتاه

باشد.

سولدونی- به معنی هولدونی است که جای کثيف و تاريک باشد.

ش

شپلاقی کردن- به معنی کتک زدن, سخت است.

شتل يا شتيلی- پولی است که در قمارخانه شخصی که برده به عنوان انعام می دهد.

شر و ور- حرفهای مزخرف و بی سر و پا راگويند.

شق و رق- چيز سخت را گويند مانند بعضی کاغذهای آهاردار.

شل- برخلاف سفت و محکم است.

شل و ول- چيز شل و ازهم دررفته را گويند و درحق اشخاص بی نظم و ترتيب هم استعمال می

کنند.

شلتاق- به معنی تعدی و چپاول است.

شلم شوربا- به معنی شل و ول است.

شلنگ- قدم بلند را گويند.

شلنگ و تخته- به معنی جست و خيز است.

شلوغ- به معنی هنگامه و درهم و برهمی است.

شيرجه(شيرجست؟)- فرورفتن در آب را گويند درصورتی که اول سر و کله داخل آب شود.

شيشکی- صدايی است که درمقام تمسخر و تحقير از دهن درآورند مصدرش شيشکی بستن

است.

شيله و پيله- ريا و نادرستی را گويند.


ط

طاس- بی مويی کامل سر را گويند.

طپاندن- به معنی چپاندن است که به زور چيزی زا در جای تنگی جادادن باشد.

ع

عرقه- آدم قلندر و رند و پاچه ورماليده را گويند.

علم شنگه- به معنی شلوغی و همهمه و داد و بيداد است.


غ

اغلب کلمات ذيل ممکن است با قاف نيز نوشته شود

غال- کسی را به وعده خلاف درابتلا انداختن است.

غراب(قرط و-)-آدم از خودراضی و مغرور را گويند که خود را بخواهد توانا و پهلوان قلم
بدهد.

غربيله (قرو -)- قر و ادا و اطوار و ناز.

غنج- طپش قلب را گويند که از فرط ميل به چيزی حاصل گردد گويند دلم برای يک قاچ خربزه

گرگاب اصفهان غنج می زند.

غيه- فرياد و هلهله را گويند.
ف

فر(قر و فر)- به معنی غنج و دلال و نوی و تازگی است.

فر دادن- به معنی مجعد ساختن زلف است.
فزرتی- مانند ريغماسی به معنی آدم بی قابليت و بی عرضه و بی قوه است.

فکسنی- آدم بی سر وپا و بی صورت و سامان را گويند و درمورد اشياء نيز استعمال می شود.

فيس- به معنی افاده و غرور است.

فيس کردن- مغرور بودن است.

فيسو- آدمی را گويند که فيس بکند


ق

(اغلب کلمات ذيل را با غين هم می توان نوشت)

قاپيدن- به طور ناگهانی و چابکی چيزی را از جايی برداشتن و يا از دست کسی گرفتن است.

قاچ- قطعه خربزه و هندوانه و ميوه های شبيه به آن را گويند.

قاشوقی- پس گردنی را گويند که با کف دست بزنند درصورتی که دست مانند شکم قاشوقی


جمع شده باشد.

قاطی- داخل هم کردن و به هم زدن است.

قايم- به معنی سخت است.

قايم شدن (غايب؟)- به معنی مخفی شدن است و((قايم شدنک)) اسم بازيی است.

قر- به معنی حرکت است که رقاصان به بدن خود می دهند.

قر و فر- در مورد فر مذکور آمد.

قر و غربيله- رجوع شود به غربيله.

قر زدن- کسی را به وعد و وعيد از جايی بيرون بردن است به قصد استفاده از او.

قرت- آدم ازخود راضی را گويند که به شکل و لباس خود ببالد.

قرتی- به همان معنی قرت است.

قرچی برچی- غضروف را گويند.

قرومپوف- به معنی ديوث و احمق است.

قرمساق- به معنی قرومپوف است.

قرم دنگ- به معنی قرومپوف است.

قرشمال- آدم بی معنی و پرناز و افاده است.

قد- آدم متکبر و مغرور را گويند.

قسنجه- مالش دل را گويند که از فرط ميل و هوس به چيزی حاصل گردد.

قشقره- هياهو و غلغله را گويند.

قل خوردن- غلتيدن است.

قلپ- جرعه آب است.

قلچماق- پهلوان است.

قلدر- آدم قلچماق و گردن کلفت را گويند.

قلفتی- خرابی و بيهودگی در عمل است

قلقلک - به معنی خارش دادن است به طوری که خنده حاصل شود.

قلمبه- چيز برآمده و حرف و کلمات غريب و عجيب را گويند.

قماٌنينه- افاده و فيس و عجب و تکبر است.

قنبرک- به معنی چنبرک است که گرد نشستن باشد.

قمصور- خراب و ويران را گويند (زرت فلان قمصور شد يعنی به کلی از پا درآمد).

قورت دادن- بلعيدن است.

قورت انداختن- خودستايی نمودن است.

قوقوسی- قسمتی از انار را گويند که به واسطه پرده ای از اقسام ديگر جدا باشد

قوله (قرض و-)- به همان معنی قرض است.

قيپ- به معنی پر است, قوطی از سيگار قيپ است.


ک

کاس کردن- کسی را از زور اصرار کردن و حرف زدن خسته نمودن است.

کپ آمدن- حال مرغ است در موقعی که می خواهد بچه بگذارد.

کپه- به معنی توده است.

کپه گذاشتن- يعنی خوابيدن است و عموما در مورد دشنام و اوقات تلخی استعمال می شود

چنانکه می گويند بروو کپه مرگ بگذار.

کپيدن- کپه گذاشتن است.

کپره(کوره)- چرکی است که روی اشياء می بندد.

کتره ای (مخفف کلپتره ای)- به معنی بيخودی و بيهودگی سخن است.

کتک زدن- زدن است گويند فلانی را کتک سختی زدم و او کتک مفصلی خورد.

کره شدن- خواب رفتن و بی حس شدن اعضاء را گويند.

کش- به معنی مرتبه و دفعه است.

کشيده- سيلی و طپانچه است که بر صورت زنند.

کلافه شدن- حالت گيجی و خفگی است که از حرارت حاصل شود.

کلپتره ای- به همان معنی کتره ای است.

کلک زدن- حقه زدن و هرزگی کردن است.کلکی- آدم هرزه گرد را گويند.

کل قاشوقی- به معنی قاشوقی سخت است.

کله- چيز بی دم و بی دسته را گويند.

کند و کو- به معنی سعی و تکاپو است.

کنس- به معنی خسيس است.

کوتوله- به معنی کوتاه است.

کول- به معنی پشت است.

کولی- برکول و پشت آدم سوارشدن را گويند.

کوم کردن- در يکجا بی صدا و ندا نشستن.

کيپ- به معنی قيپ است.

کيس- به معنی تا و چين است.

گ

گاگول- آدم احمق و گيج را گويند.

گر- سرکچل و بی مو را گويند.

گس- مزه ای است شبيه به مزه پوست انار.

گندلی- به معنی گرد است.

گود- عميق است.

گه زدن- از ميدان دررفتن است.


ل

لات- شخص تهيدست و بی چيز و بی نوا باشد.

لات و لوت- به معنی لات است گويند فلانی لات و لوت و آسمان جل است.

لاس- معاشقه است.

لاس زدن- معاشقه کردن است.

لاسی- کسی را گويند که از عشقبازی خوشش آيد.

لاسيدن- لاس زدن است.

لاش گذاشتن- اغراق نمودن است.

لب و لباب- چاق و فربه و دلپذير است.

لبو- چغندر است.

لپ- گونه است.

لت زدن- خدشه به کسی وارد آوردن است

لج کردن- لجاجت نمودن است.

لجباز- لجوج است.

لخت(-و پکر)- برخلاف چست و چابک است.

لخم- گوشت بی پوست و بی استخوان را گويند.

لش(-و لوش)- آدم بی غيرت و بی عار را گويند.

لفت و ليس- کم کم از جايی چيزی به دست آوردن.

لق(تق و-)- به معنی لغزان و بی پايه و سست است.

لک لک کردن- کاری را آهسته آهسته ادامه دادن است.

لکنته- به معنی خراب و ضايع و معيوب است.

لم دادن- درجايی به راحتی تکيه دادن و افتادن است.

لنگ- پا و قدم را گويند.

لنگ کردن- با فتح لام به معنی منزل کردن و توقف است در مسافرت و با کسر لام به معنی

زمين انداختن است.

لنگه- به معنی همتاست.

لوچه- لبان و پوز را گويند.

لو دادن- مشت کسی را بازکردن است.

لوده- آدم الواط و خوشمزه را گويند.

لوس- آدم بی معنی و ازخود راضی را گويند.

لول بودن- مست و گيج بودن است.

لول زدن- لوليدن است.

لوليدن- جنبيدن و غلتيدن است.

له کردن-خردکردن است.

ليز خوردن- سر خوردن و لغزيدن است.


م

ماچ- بوسه است.

ماسوندن- بنای کاری را محکم نمودن است.

ماليده- اصطلاحی است در بازی که می رساند بازی بايد مکرر شود.

متلک- حرفهای خوشمزه و نيشدار را گويند.

محل- اعتناست گويند به فلانی محل سگ نگذاشتم.

مشتی(مشهدی)- آدم خراج و دست و دلباز و خوش سر و وضع را گويند.

مفنگی- آدم مدمغ و بی قوت را گويند.

ملنگ- سرخوش و تردماغ است.

من من کردن- به طور نارضايی و ترس آهسته سخن راندن است.

ملس- مزه ای است بين ترشی و شيرينی.

ملندوغ- به معنی دوغ است که آدم لوده و جلت باشد.

مدخل زدن- تخمين نمودن است.

موس موس کردن- تملق گفتن است برای به دست آوردن خاطر کسی .

مول- فاسق و رفيق زن شوهردار را گويند.


ن

ناتو- به معنی غدر و خيانت است.

نارو- به معنی ناتو است.

ناقلا- آدم خدعه گر و باهوش را گويند.

ناحق- آدم دم بريده و ناقلا است.

نشگون- با دوانگشت بدن کسی را فشردن است.

نشين- نشيمنگاه است.

ننر- به معنی لوس است.

نه نه- مادر است.

نوا- تقليد است.

نيزه زدن- از کسی به گدايی و تردستی چيزی گرفتن است.

نيزه باز- گدای تردست را گويند


و

وا رفتن- متلاشی شدن و ازهم دررفتن است.

والزاريات- به معنی آشوب و شيون است.

وازدن- ردکردن است.

ور- به معنی سو و طرف است.

وراجی- پرگويی است.

وراجی کردن- پرگويی و زياد حرف زدن است.

ورپريدن- به معنی مردن و درگذشتن است و درموقع نفرين استعمال شود.

ورچلوزيدن- جوشيدن و نفخ کردن است مانند خاکی که سرکه بر آن ريزند.

وررفتن- مشغول بودن و بازی کردن با چيزی است بدون آنکه نتيجه مطلوب حاصل گردد.گويند

فلانی آنقدر به ساعت ور رفت که خرابش کرد.

ورزدن- وراجی کردن است.

ورقلنبيدن- بالا آمدن و نفخ کردن است.

ور کشيدن- بالا کشيدن و درآويختن است.

ولرم- نيم گرم است.

ول کردن- رها کردن است.

ول گفتن- مزخرف گفتن باشد.

ولنگار- مزخرف گو است.

ولنگاری کردن- مزخرف گفتن است.

ولو- پاشيده و متلاشی باشد.

وول وول کردن- جنبيدن و غلتيدن بی صداست.

ويار- رغبت مفرط زنان آبستن است به چيزی.

وير- رغبت مفرط و موقتی است.


ه

هاج و واج- حيران ومتعجب .

هوار- فرياد استمداد و سنگ و خاکی که از خرابی حاصل گردد.

هول دادن- غفلتا کسی يا چيزی را به جلو راندن است.

هولکی- با دستپاچگی و اضطراب.

هول زدن- عجله کردن است.

هو- دفعه و بار و مرتبه است گويند يک هو يعنی غفلتا.

هوزدن- با دست به روی دهن زدن و فرياد کشيدن است در موقع شادی و استهزاء.

هتک- نشيمنگاه است.
 ی                                           

يکه خوردن- از تعجب جنبيدن است.

يللی- از ادات بی اعتنايی و سرخوشی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 23:17  توسط اصيل  | 

عجیب ترین اتفاق تاریخ ؟!!


در میان حوادث تاریخی گاه به مواردی برمی‌خوریم اعجاب آور و بهت آفرین. دو حادثه به فاصله صد سال از یکدیگر اتفاق افتاده است اما وجوه تشابه میان این دو حادثه آنقدر زیاد است که گویی کسی تمامی ‌این موارد اتفاقی و تصادفی را از قبل برنامه ریزی و هماهنگ کرده است. دو تن از روسای جمهور امریکا آبراهام لینکلن و جان اف کندی موضوع این شگفتی شده اند.
         اخیراً برخی کارشناسان بین زندگی و مرگ دو رئیس جمهور اسبق امریکا یعنی «آبراهام لینکلن» و «جان اف کندی» وجوه تشابه فراوانی پیدا کرده و بر آن انگشت گذاشته اند که شگفتی هر خواننده‌یی را برانگیخته است. نگاه کنید؛
1- آبراهام لینکلن در سال 1846 به کنگره راه یافت و جان اف کندی در سال 1946.
2- لینکلن در سال 1860 به ریاست جمهوری انتخاب شد و کندی در سال 1960.
3- هر دو رئیس جمهور به خصوص بر حقوق مدنی تاکید داشته اند.
4- هر دو رئیس جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند.
5- هر دو رئیس جمهور روز جمعه کشته شدند و هر دو هم به ضرب گلوله یی که به سرشان اصابت کرد.
6- منشی لینکلن، کندی نام داشت و منشی کندی، لینکلن.
7- هر دو به دست فردی از اهالی جنوب امریکا کشته شدند و هر دو هم جانشینی به نام «جانسون» داشتند؛ اندرو جانسون که جانشین لینکلن شد، در سال 1808 به دنیا آمده بود و لیندون جانسون که بر جای کندی نشست، در سال 1908،
8- «جان ویلکس بوث» که لینکلن را به قتل رساند، متولد سال 1839 بود و «لی‌هاروی اوسوالد» که به زندگی کندی پایان داد متولد 1939،
9- هر دو قاتل اسمی ‌سه بخشی داشتند و هر اسم از 15 حرف تشکیل شده بود.
10- لینکلن در تئاتری به نام «فورد» به قتل رسید و کندی در اتومبیلی به نام لینکلن، ساخته شده در کارخانه «فورد»،
11- لینکلن در یک تئاتر کشته شد و قاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد. کندی از انباری هدف قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد.
12- «بوث» و «اوسوالد» هر دو پیش از آغاز محاکمه شان به قتل رسیدند.
13- و بالاخره اینکه لینکلن یک هفته پیش از مرگ خود در شهر «مونرو» در «مریلند» به سر می‌برد و کندی اوقات خود را با هنرپیشه‌یی به نام «مریلین مونرو» می‌گذراند.
 منبع: etemaad.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 18:9  توسط اصيل  | 

یک خاطره یک تجربه

برای انجام کاری به سطح شهر رفته بودم تا این که چشمم به یک کتاب فروشی افتاد بی درنگ وارد شدم .بعداز سلام و تعارفات معمول ازفروشنده درمورد کتاب  دهقان سامانی سؤال کردم که جواب داد باید به سامان (زادگاه دهقان)رجوع کنی جالب اینجاست که فروشنده پیرمردی بود  80ساله . مغازه اش به هم ریخته و پر از کتاب های قدیمی وپر از گرد و خاک .فکرش رابکنید در هر زمینه ای  کتاب داشت .با حالت ناباورانه ای به من گفت دنبال کتاب نرو متوجه شدم پیرمرد دل پری دارد پای صحبت او نشستم . علتش را جویا شدم گفت :من60 سال دنبال کتاب رفتم به هیج جانرسیدم ،دنبال مادیات نبودم ,در صورتی که پول نداشته باشی کار تو تمام است .ازاودرمورد فروش روزانه اش پرسیدم که سکه ای 50تومانی درآورد و گفت همین ؟؟؛راست میگفت همان موقع خانمی ازاو پاکت نامه خریده بود .اومیگفت هرکس دنبال کتاب برود دیوانه است.من گفتم پس شما چراهنوز کتاب میفروشید گفت :به خاطراین که در خانه بمانم حوصله ام  سر میرود .همسرم میگوید :به مغازه برو .در همین حین پسر جوانی وارد مغازه شد و کتاب آشپزی از فروشنده میخواست که پیرمردجواب درستی به او نمیداد ودر آخر به آن جوان گفت آشپزی مواد اولیه میخواهد وقتی گران است کتابش به چه کار می آید ,جوان رفت .من  قصد خرید کتابی داشتم ولی پول نداشتم به بانک رفتم پول گرفتم و به مغازه برگشتم و کتاب مورد نظر راخریدم روبه پیرمرد کردم و گفتم اگر سرمایه ای داشتم همه کتابهایت را میخریدم اوگفت: "دیوانه ای" القصه من امروز خیلی به صحبتهای آن پیرمردفکر کردم .پیرمردی که عمرش رابه گسترش فرهنگ و دانش گذرانده و تازه متوجه شده اشتباه کرده .یادم به قسمتی از صحبتهایش افتادکه میگفت :ارمنی ها بیشتر ازمن کتاب میخرند!! فکر میکنید چرا؟؟زیرا ارمنی ها بعد از اجابت مزاج باکاغذ های کتاب طهارت میگیرند!!!!باورکنید این عین حرفهایش است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 22:9  توسط اصيل  | 

اين شتري است كه در خانه ي همه كس ميخوابد؟!

     اين ضرب المثل به عنوان تسليت و همدردي به كار ميرود تا باعث دلگرمي مصيبت ديدگان شود و متعديان و متجاوزان را مورد عبرت قرار دهد  تا بدانند كه عفريت مرگ در عقب است و مانند شتر قرباني در آستانه در هر خانه و كاشانه اي زانو به زمين ميزند وتا بهر ه اي نگيرد بر نمي خيزد . اين  ضرب المثل در حقيقت با زبان بي زباني ميگويد :غره مشو ،به خودت مغرور مباش  كه زمانه هميشه به يك صورت نيست .

پيشينه تاريخي اين ضرب المثل بر ميگردد به اين كه در روزگار قديم مردم سه روز قبل از عيد قربان  يك شتر ماده را كه به انواع گلهاي رنگارنگ و برگ درختان تزيين داده بودند در شهر ميگرداندند اي شتر هرجا كه ميرفت مردم او را دنبال ميكردند و دور ش جمع ميشدند عموم مردم پشم شتر را مايه ي اقبال و رفع نكبت ميدانستند و به عنوان تبرك از بدن شتر ميكندندو  حرز بازو و گردن بچه ي خود قرار ميدادند.

اين مراسم سه روز ادامه داشت و در اين مدت شتر گرداني هرگاه به در خانه ي اعيان و اشراف ميرسيدند شتر را به زانو در مي آوردند و از صاحب خانه به تناسب مقامش چيز قابل توجهي  نقدي و...ميگرفتند .

روز سوم كه عيد قربان بود حيوان را سر ميبريدند ،و در حالي كه هنوز جان در بدن داشت هر كسي با چاقو و دشنه به شتر حمله ميكرد وبدن شتر پاره پاره شده و گوشتهايش به يغما ميرفت.كاري به بقيه ي  ماجرا نداريم

به هرحال بايد چشيد و از غرور و خود خواهي و زياده طلبي كه چون جهاز شتر قرباني دير پا نيست ، بلكه فريبنده و زودگذر است ؛بايد چشم پوشيد و براي آرامش خاطر و رضاي نداي وجدان ،به كمك و مساعدت نيازمندان پرداخت و بر قلبهاي جريحه دار دلسوختگان مرحم نهاد ، زيرا به قول شاعر :

       بر هيچ آدمي اجل ابقا نميكند         سلطان مرگ هيچ محابا نميكند



+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 11:24  توسط اصيل  | 

معرفي كتاب

   ما در اين بخش كتابهايي را به شما علاقه مندان معرفي ميكنيم . عناوين كتابها معمولاْ ادبي ،اجتماعي و... ميباشد.


جاودانه ها 1پانصد ترانه و تصنیف خاطره انگیز: به انضمام سرودها، ترانه های محلی و لالایی ها

مشخصات كتاب

گرد آورنده:مسعود زرگر

نشر:آتنا(5 ارديبهشت1384)

تعداد صفحات:812

قيمت روي جلد:49000ريال

قطع:پالتويي

توضيحات:نويسنده در اين كتاب پس از سالها تحقيق و بررسي توانسته بسياري از اشعار و تصانيف را جمع آوري كندو حاصل كار را تحت عنوان كتاب جاودانه ها 1پانصد ترانه و تصنیف خاطره انگیز: به انضمام سرودها، ترانه های محلی و لالایی ها، عرضه كند.


عاشق تر از هميشه بخوان(گزينه ي غزل)

مشخصات كتاب

گرد آورنده : سيمين بهبهاني

نشر :مرواريد(چاپ دوم 1376)

تعداد صفحات :150

قيمت روي جلد:10000 ريال

توضيحات :اين كتاب شامل غزل هايي است كه شاعر از سال 1334 تا 1372 سروده است .شاعر ، اشعار اين مجموعه را از مجموع 7 دفتر شعر گلچين كرده تا دستيابي خواستاران آسانتر باشد .



 نمایشنامه طومار شیخ شرزین

نوشته: استاد بهرام بیضایی

تعداد صفحه: 78 

قیمت روی جلد: 20000 ريال

توضیحات: این نمایشنامه داستان یکی از شاگردان ابن سینا به نام شیخ شرزین میباشد که به خاطر نوشتن رساله دارنامه محکومش میکنند و شهر به شهر تبعید میشود و در هر شهر واقعهای رخ میدهد که ارزش ادبی زیادی داره.


گشت و گذاری در موسیقی سنتی ایران(جلد دوم)

مشخصات کتاب

گرد آورنده:حبیب الله نصیری فر

نشر:نگاه (چاپ اول 1380)

تعداد صفحه:450

قیمت روی جلد :35000 ریال

توضيحات:نگارنده کتاب در این کتاب  تاریخچه موسیقی در ایران رامورد بررسی قرار داده و به معرفی بزرگان موسیقی ایران پرداخته است .متن این کتاب در بعضی قسمت ها حالت تخصصی به خود گرفته ودرکل کتاب ارزشمندی است. امید است دوست داران کتاب فوق با تهیه و مطالعه برمعلومات خود بیفزایند

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 10:37  توسط اصيل  |